دو تا صندلي خالي

دو صندلي در ايوان
بر يكي تو نيست
بر ديگري من


محمد شريفي نعمت آباد



ʐ: ،

ادامه ي مطلب ...
بازدید : / ۰۲:۰۰:۴۲ / مدير سايت / ۱۱ دى ۱۳۴۸ / نظرات (0)


تنهاييِ مستأصلِ من

تنهاييام
استكانِچاي‏ي به نيمه رسيده
نه ميداند كه تمام ميشود
نه ميداند كه نيمه رها ميشود...‏


ʐ: ،

ادامه ي مطلب ...
بازدید : / ۰۲:۰۰:۴۲ / مدير سايت / ۱۱ دى ۱۳۴۸ / نظرات (0)


نشسته ام در انتظار اين غبار بي سوار*

كسيكه نشسته است
هميشه خسته نيست

شايدجايي براي رفتن نداشته باشد
كسيكه نشسته است
شايدخسته باشد
شايدهمه جا را گشته باشد و خسته باشد
كسيكه نشسته است
حتماگم كرده‌اي دارد!‏


عليرضا روشن


ʐ: ،

ادامه ي مطلب ...
بازدید : / ۰۲:۰۰:۴۲ / مدير سايت / ۱۱ دى ۱۳۴۸ / نظرات (0)


سزد اگر هزار بار بيفتي از نشيب راه و باز ...

نگاه كن!
هنوز آن بلند ِ دور
آن سپيده
 آن شكوفه زار  ِ انفجار  ِ نور
  كهرباي آرزوست
  سپيده اي كه جانِ آدمي هماره در هوايِ اوست.



ه. الف. سايه


ʐ: ،

ادامه ي مطلب ...
بازدید : / ۰۲:۰۰:۴۲ / مدير سايت / ۱۱ دى ۱۳۴۸ / نظرات (0)


كجاي دنيا كلمه ي مقابل ِ روشن، تر است!؟

آمدي
چشمم روشن شد
رفتي
چشمم تر ...

مهديه لطيفي


ʐ: ،

ادامه ي مطلب ...
بازدید : / ۰۲:۰۰:۴۲ / مدير سايت / ۱۱ دى ۱۳۴۸ / نظرات (0)


۱ | ۲ |